صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
64
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
از همه اينها سستتر سخن كسانى است كه گفتهاند محمد اخبار امتها و اديان گذشته را از كاروانهاى تجارتى زمستانى و تابستانى مكه فرا گرفته است . تاريخ اصلا نشان نمىدهد كه تجار عرب در اين سفرها با رجال و علماى دينى اقوام و ملل سر و كارى داشته باشند 43 . و خود محمد نيز دو بار بيشتر به شام سفر نكرده بود . سفر اول در كودكى بود و به اتفاق عمويش ، و سفر دوم در جوانى بود به عنوان كارگزارى تجارتى خديجه و به اتفاق « ميسر » كه غلام خديجه بود و در هر دوى اين سفرهاى كوتاه نيز وى از شهر « بصرى » دور تر نرفته است . با اين تفاصيل چگونه ممكن است كسى از عقل بهرهاى داشته باشد و چنان ادعاهائى را اظهار كند . در هر حال چون حقيقت مثل روز روشن بوده است ، قرآن در رد همه اين پندارهاى غلط ، با آهنگ قاطع و كوبندهاى مىگويد : وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . ( يونس - 37 ) اين قرآن نه چنانست كه بتوان بدروغ آن را به خدا نسبت داد ، ( اين قرآن ) گواهىكنندهء كتابهاى الهى پيش از آن و شرحدهندهء كتاب خداوند است . هيچ شكى در آن نيست و از جانب پروردگار عالم است . اما اين مطلب را كه قرآن نتيجهء تخيلات شاعرانه و ذوق اديبانهء محمد است ، بعضى از اعراب به اين جهت به رسول اكرم نسبت دادند كه قرآن با تصوير - هاى زنده و مجسم ساختن صحنههاى برجسته ، و الفاظ و تعبيرات پر از الهام ، و فاصلههاى به اندازهء كلمات و آيات و آهنگهاى شيريناش ، قوهء خيال آنان را به حركت در مىآورد . آنها در اين باره گفتند : أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ . ( الطور - 30 ) او شاعر است و ما در انتظار مرگ او هستيم .